,

نظرات دانش آموزان در مورد حرف آخر

نظرات دانش آموزان در مورد حرف آخر

سلام

من غروب یکی از روزهای تابستان وارد شهری جدید شدم شهری که با همه شهرها فرق داشت حتی نام و نشان شهر اسمش را خوب بخاطر دارم شهر حرف اخر اسمش برایم جالب بود در حال گذر بودم که وسوسه شدم به آن شهر سری بزنم ناخودآگاه ترسی در دلم افتاد نکند این شهر هم مانند همان شهر شکست خودم باشد که اسمش را امید نهادم ولی آخرش چیز دیگری شد اما نمدانم چه چیزی مرا ترغیب میکرد به ورود به این شهر قدم برداشتم زیر لب یادم است دائم نام خدارا صدا می زدم اگر اشتباهی دیگر کنم چه … اگر …اگر … هزار اگر دیگر که همان موقع از اعماق دلم حرفی برخواست همان حرف و راخی که مدت ها بود منتظرش بودم آری حرفی بود در حد کلام آخر یا مثله نام همان شهری که پیش رویم بود و با اینکه من چیزی در موردش نمی دانستم اما باور کرده بودم حرف آخر بهترین و آخرین راه من است به قدرت قدم هایم در این راه افزوده شد نمیدانم چقدر طول کشید و این عقربه های کوچک و بزرگ ساعت از هم پیشی گرفتند که خود را در دروازه ورود به شهر حرف آخر یافتم قدمی به عقب برداشتم ترسیدم آیا راهی درست بود خدایا خودت حواست به من باشه  نمیخواهم جلوی تو و پدرومادرم شرمسار شوم در همین حوالی فکری بودم که با صدایی آشنا از عالم فکر رها شدم به طرف صدا برگشتم آقای محمودی استاد زبان خارجه وای خدای من خواب بودم یا بیدار اما وقتی صدا نزدیکتر شد واقعیت ماجرا را درک کردم و از اینکه کسی آنجاست میشناسم شاد شدم بعد از کلی گفت و گو فهمیدم درست آمده ام این آخر راه را، حرف آخر، گام های آخرم بود به سوی موفقیت اعتماد کردم قرار شد برگردم و با پدر و ادرم مشورت کنم خداروشکر که آنها هم به من اعتماد کردند بعدها متوجه شدم که قبل از من مشتاق به انجام این کار بوده اند و خودشان قرار بود به من پیشنهاد کوچ به شهر حرف آخر را بدهند طبق معمول دو فرشته زمینی همراهم شدند بعد از چند روز در شهر حرف آخر اسکان گرفتم اما کسی را نمیشناختم برایم دلگیر شد همه چیز انگار آرزوهایم میل به نقش بستن نداشت تا اینکه آقای محمودی آمد یاد تدریس های قشنگ و شور کلاس افتادم به راه افتادیم تا به دیدار پیشرو شهر، مسئول و مدیر موسسه آقای عیدالرضا منتظری برویم خدای من چقدر این اسم برایم آشناست وقتی به دیدار ایشان رفتم ۶ عزیز دیگر که از ساکنان آن شهر بودند حضور داشتند که یکایک بعد از سلام و احوالپرسی متوجه نامهایشان شدم آقای دکتر شیروانی ، آقای دکتر کامیار، آقای دکتر شعبانی، آقای دکتر واعظیعزی ، آقای یوسفیانپور، آقای محسن منتظری. بهترین روز زندگی ام تا به آن وقع بود در آن روز هریک از این عزیزان چیزی به من آموختند که هیچ گاه از یادم نمیرود بهترین روز زندگی ام تا به آن موقع بوداستاد منتظری بی توقع راه و روش فرمول های حل مجهولات زندگی را به من آموخت در کمترین زمان آقای دکتر شیروانی که با ترکیبات آلی و یون ها و اتم ها توام با محبتی دلنشین که در سخنانشان وجود دارد نمیدانم چه بوداما در لوله آزمایشی مخلوطی خودنمایی میکرد که منجر به کشف ماده ای شد که معجزه می کند در حل صورت مسئله ها برای من رخ داد ….
این هم نظر من در مورد پک هایی که از حرف آخر خریداری کردم. بگم واقعا با دیدن دی وی دی ها لذت میبرم. حضور استاد منتظری هم در کنار اساتید انرژی مضاعفی بود برای من واقعا لذت میبردم. یکی از مزیت های حرف آخر نسبت به دی وی دی های دیگه حضور دونفره در ضبط فیلم هاست که باعث یادگیری بهتر میشه بخصوص حضور استاد منتظری عزیز.
سلام استاد منتظری اگه خودتون هستین میخواستم ازتون تشکر کنم واقعا نمیدانم که چه حرفی بزنم که بتونه محبتتون رو جبران کنه استاد منتظری من با پکیج ادبیات شما واقعا عاشق ادبیات شدم لغات را هرچقدر که میخوندم فراموش میکردم ولی الان مثله یه داستان جلو چشمامه یا تو قرابت که از تستاش وحشت داشتم و نمیتونستم درست بزنم ولی با الگوهاتون میتونم هر تستی را به زانو دربیارم و آرایه هاتونم که فوق العادس تو شش ساعت همه رو یاد گرفتم و وقتی تو دی وی دی های بعدی سوالات رو حل میکنین قبل شما  می زنم من قبل از اینکه با حرف آخر آشنا بشم دانش آموز کنکور آسان است بودم اون …. ها هرچی پول داشتم رو خرجشون کردم و هیچی هم نصیبم نشد ولی با موسسه شما مطمینم اگه خدا بخواد موفق میشم استاد منتظری حرفی ندارم که لایق خوبیاتون باشه امیدوارم بتونم یه روز ی این همه خوبی هاتونو جبران کنم اما از خدا میخوام که به حق شهید کربلا هر مشکلی که داشته باشین خذا خودش مشکل گشا باشه واستون آمین

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *